ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
101
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
از آن تمامى سربازان و حاضران ، خليفهء اعظم را دعا كردند . در اين لحظه ، خزانهدار محمل شامى پيش آمد و طبق سنت همه ساله ، خلعت جديدى را بر روى خلعت هديه شده از سال قبل ، كه بر تن شريف بود ، پوشانيد سپس خلعت ديگرى كه از سوى اعليحضرت سلطان هديه شده بود به دو تقديم كرد كه آن را نيز پوشيد . اين خلعت ظريف و سبك از ابريشم سياه دوخته شده و اطراف آن با نخهاى طلا و نقره مزيّن گرديده بود . شريف قبل از پوشيدن هر خلعت ، نخست آن را مىبوسيد . شريف بر سر خود عمامهاى داشت كه اطراف آن توسط نوارهاى گلابتون دوزى شده ، مزيّن گرديده بود . پس از آن ، خلعتهاى ديگرى به بعضى از كارمندان و خوانندهء فرمان و جز اينها داده شد . به علت سنگينى خلعتهاى سهگانهاى كه بر تن شريف بود دو نفر دو خلعت تازهء شريف را براى كمك به او بلند كرده بودند . در اين هنگام ليوانهاى شربت شيرين به حاضران تقديم گرديد كه هم زمان با آن ، آهنگهاى مصرى و شاهنشاهى نواخته مىشد و در اين ميان گروهى از اهل مكّه كه معروف به « اهل النّوبه » بودند با نقارههاى خود و وسيله ديگرى كه بسيار شبيه به كمانچه بود ، سرودهاى عربى زيبايى را در جمع اجرا نمودند . صورتها همه شاد و خرّم بود . آنگاه همگى دست شريف را بوسيده و علاوه بر آن پايين قباى او را نيز بوسيده و از چادر خارج شدند . در اين هنگام شريف ، دو خلعت جديد را از تن بيرون آورد و آنها را مجددا در همان پارچههاى ابريشمى كه از پايتخت ارسال شده بود ، قرار دادند . بدين صورت همه ساله دو خلعت به همراه دو فرمان تركى و عربى تجديد مىگردد . بد نيست در اينجا توضيحى از نخستين خلعت كه به شريف هديه گرديد ، ارائه نمايم : خلعت عبارت است از قبايى - شبيه به قباى علما - كه از ابريشم سياه گران قيمتى دوخته شده است . اين قبا به وسيلهء تارهايى از طلا و نقره در شكلهاى بسيار زيبا و تقسيمبندىهاى هندسى جالبى بافته شده كه تارهاى بافته شده آن چنان سطح قبا را پوشانده بود كه مقدار بسيار كمى از پارچه سياه زمينه از لابلاى تارهاى طلا و نقره نمايان بود . تمامى سطح آن توسط مرواريد و در بعضى قسمتها با گرههايى به همراه دانههاى الماس و برليان آذين گرديده بود . درخشندگى اين سنگها در چشم هر بينندهاى نفوذ